آموزش آنلاین مدیریت، کسب و کار و مهارت فردی

مطالب مدیریت پروژه، استراتژی سرمایه گذاری و منابع انسانی

برای تغییر عادت به چه انگیزه‌هایی نیاز داریم؟

 

 

 

شما نتیجه عادات خود هستید، و این یعنی تمام تلاش‌های توسعه فردی در نهایت از تغییر عادات نتیجه می‌شوند.

در 10 پست آینده، یاد می‌گیرید که عادت‌ها چطور بر ذهن شما تاثیر می‌گذارند، چطور می‌توانید عادتی را در خود ایجاد و یا آنرا ترک کنید، چطور انگیزه‌ خود را حفظ کنید و چگونه از بزرگ‌ترین اشتباه‌ها در تغییر عادت پیشگیری کنید.

در پایان این مجموعه پست قادر خواهید بود یک عادت بد خود را ترک و یک عادت مفید ایجاد کنید. نکته مهم‌تر اینکه توانایی تغییر عادتی را در آینده خواهید داشت.

قبل از اینکه در رابطه با تغییر عادت‌ها صحبت کنیم، ابتدا باید درباره «انگیزش» صحبت کنیم. برای اینکه بتوانید به طور پیوسته تلاش‌های توسعه فردی خود را ادامه دهید، مهم است دقیقا بدانید چرا می‌خواهید روی تغییر خود کار کنید و چرا این موضوع برای شما اهمیت دارد.

بنابراین در این پست چهار نوع انگیزش را با هم مرور می‌کنیم:

انگیزش بیرونی

عامل انگیزشهای بیرونی به شکل تشویق و یا تنبیه هستند. اگر به خاطر کسب درآمد سرکار می‌روید، و یا از ترس سرزنش شدن توسط همسر یا هم‌خانه‌تان کارهای خانه را انجام می‌دهید و یا اینکه برای تعریف شنیدن در مورد ظاهرتان ورزش می‌کنید، تحت تاثیر انگیزش بیرونی رفتار کرده‌اید.

انگیزش بیرونی دو جنبه منفی دارد. اول اینکه تا زمانی تاثیر دارد که عامل انگیزشی وجود داشته باشد و شما برای آن شما ارزش قائل باشید. دوم اینکه انگیزش درونی را کاهش می‌دهد.

با این حال انگیزشهای بیرونی موثر هستند، علت سرکار رفتن اغلب مردم همین انگیزشهای بیرونی‌اند. همچنین ایجاد این انگیزشها بسیار راحت است.

 

انگیزش درونی

انگیزشهای درونی برعکس بیرونی از درون ذهن نشات می‌گیرند. اگر شما به صورت درونی انگیزه پیدا کنید، کاری را به دلیل اینکه آنرا ذاتا رضایت‌بخش می‌بینید، انجام خواهید داد. به عنوان مثال ورزش می‌کنید چون از رقابت لذت می‌برید و یا اینکه غذای سالم می‌خورید چون طعم آنرا ترجیح می‌دهید.

انگیزش درونی ذاتاً از انگیزش بیرونی قوی‌تر و تاثیرگذارتر است اما جنبه‌ی منفی آن این است که روش مشخصی برای ایجاد آن وجود ندارد.

 

انگیزش درونی- بیرونی

پیش تر گفتیم که انگیزش بیرونی باعث کاهش انگیزش درونی می‌شود. اما استثنایی هم وجود دارد: انگیزشهای درونی-بیرونی باعث تقویت انگیزش درونی می‌شوند. برای مثال برای افزایش انگیزه ورزش کردن، به خودتان قول بدهید که در صورت انجام این کار، آخر ماه بر ای خود یک دست لباس جدید ورزشی بخرد. یا اگر با گیتار خود تمرین نکنید، باید آنرا بفروشید.

 

انگیزش مشارکتی

انگیزش مشارکتی از میل و علاقه ما به کمک کردن به دیگران و یا حمایت از هدفی که برای ما مهم است، نشات می‌گیرد. در و��قع می‌توان آنها را زیرمجموعه‌ای از انگیزش درونی-بیرونی در نظر گرفت. برای مثال شاید بخواهید بخاطر خانواده، خود را سالم نگه دارید و یا اینکه برای ایجاد چیزی که برای مردم مفید است، سخت کار کنید. انگیزشهای مشارکتی همیشه وجود ندارند، اما در صورت حضور تاثیرگذاری بسیار زیادی دارند.

 

تمرین امروز: انگیزه‌های خود را پیدا کنید

یکی از اهداف خود را انتخاب کنید مثل کاهش وزن و یا راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید. توجه کنید که اینها هدف هستند و نه عادت. ما در پست بعدی تفاوت آنها را بیان خواهیم کرد.

چند دقیقه وقت صرف کنید و ببینید که چرا این هدف برای شما مهم است. حداقل دو انگیزه برای دنبال کردن این هدف پیدا کنید. ممکن است این انگیزه‌ها از قبل وجود داشته باشند. همچنین می‌توانید انگیزشهای بیرونی پیدا کنید. هدف و انگیزه‌های خود را بنویسید. همزمان با گذراندن این «روزآموز» بر روی ساختن عادت‌هایی کار می‌کنید که شما را در رسیدن به این هدف یاری کنند.

 

منابع برای مطالعه بیشتر:

 

منبع:gohighbrow.com

مترجم: آیدا آذرنیا

ارسال نظر

Loading